انتخاب براي Homepage اضافه کردن به Favorites
 
ورود به سايت
نام کاربري:  
کلمه عبور:  
   

عضويت در سايت
بازيابي کلمه عبور
Datalife Engine » نقد فیلم » فيلم ساز ارزشي، منتقد ارزشي، ضرورت سينماي ارزشي(2)
منوي اصلي
صفحه اصلي انجمن ها
آمار سايت قوانين سايت
آخرين مطلب تماس با ما
 
جستجوي پيشرفته
موضوعات
 یادداشت هفته (3)<[bB][rR]>internet caffe full download معرفی واحد تبلیغات (2)<[bB][rR]>internet caffe full download اخبار روز (1)<[bB][rR]>internet caffe full download * دانلود برنامه موبایل * (1)<[bB][rR]>internet caffe full download متن سخنرانی های حجت الاسلام انجوی نژاد (15)<[bB][rR]>internet caffe full download تبلیغات سنتی ()<[bB][rR]>internet caffe full download تبلیغات نوین (6)<[bB][rR]>internet caffe full download تبلیغات اسلامی (20)<[bB][rR]>internet caffe full download عملیات روانی (8)<[bB][rR]>internet caffe full download رسانه (21)<[bB][rR]>internet caffe full download نقد فیلم (10)<[bB][rR]>internet caffe full download مصاحبه (5)<[bB][rR]>internet caffe full download اخبار کانون فرهنگی رهپویان وصال (14)<[bB][rR]>internet caffe full download اخبار واحد تبلیغات (5)<[bB][rR]>internet caffe full download
نظرسنجي
نظر شما درباره محتوای مطالب سایت چیست؟

عالی
خوب
متوسط
بد
<[bB][rR]>generator key call of duty
تقويم
<    «  اسفند 1388  »    >
شيدسچپج
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
29 
آرشيو مطالب
» شهریور 1388 (9)
» مرداد 1388 (2)
» تیر 1388 (3)
» خرداد 1388 (2)
» اردیبهشت 1388 (19)
» فروردین 1388 (15)
» اسفند 1387 (7)
» بهمن 1387 (9)
» دی 1387 (20)
» آذر 1387 (25)
پربازديدترين مطالب
آخرين مطالب
» خدمت ناخواسته "عالیجناب جومونگ " به "موساد"
» پشت پرده افسانه جومونگ
» سينماي حسن فتحي به بهانه پستچي سه بار در نمي زند
» بنرهای تبلیغاتی راویان وصال
» به بهانه دل شكسته ساخته علي روئين تن
» نگاهي به سريال رستگاران ساخته سيروس مقدم
» سوالات جلسات شب های ماه مبارک رمضان -شب سوم-سوم شهریورم ...
» سوالات جلسات شب های ماه مبارک رمضان - شب دوم - دوم شهریور ...
» سوالات جلسات شب های ماه مبارک رمضان - شب اول - اول شهریو ...
» نرم افزار مهمانی خدا
تگ هاي مطالب

آمار سايت
بهترين نويسندگان:
1- (راویان (109
2- (mohammadreza (2
3- (وصال (2

آمار مطالب:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 0
  اين ماه: 0
  کل: 111

آمار کاربران:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 0
  اين ماه: 5
  کل: 54
  بن شدگان: 0
جديدترين عضو: swetapush
لينکستان
» کانون فرهنگی رهپویان وصال
» غزه همیشه زنده
» بازمانده تنها
» سایت های زنجیره ای رهپویان وصال
 
 

نقد فیلم : فيلم ساز ارزشي، منتقد ارزشي، ضرورت سينماي ارزشي(2)
 
در بخش نخست به جريان سازي منتقدان در روند شكل گيري سينماي ايران در قبل از انقلاب اشاره كردم. و در اين راستا به نمونه فيلم قيصر و جناح بندي منتقدان درباره جريان سازي در سينماي ايران پرداختم. در ادامه تلاش مي كنم مقوله نقد فيلم را از زواياي مختلف و جنبه هاي تخريبي و سازنده اش در سينماي ايران به استناد چند نمونه از اين گونه تاثيرگذاري ها دنبال كنم. اميدوارم اين گونه مباحث در كنار موضوع نقد فيلم بتواند مبنايي براي اقدامات جدي و كارشناسانه و اهتمام براي جريان سازي نقد سازنده در سينماي ايران شود. از آن جايي كه جايگاه منتقدان در سينما به هر حال و در حال حاضر به يك فاكتور تعيين كننده در جريان توليد فيلم تبديل شده است. شايد اين تاثير در سينماي ايران به چشم نيايد، اما كساني كه به انحاء مختلف با پشت پرده اين سينما در تعامل هستند به خوبي مي دانند كه منتقدان از ابتداي شكل گيري سينماي بعد از انقلاب چه تاثيرات عمده و تعيين كننده اي هم بر روند جريان توليد فيلم و هم تعامل سينماي ايران با بيرون مرزها داشته اند.

بخش عمده اين تاثيرات بخصوص در جريان انتخاب فيلم هاي جشنواره اي در دهه فجر و بعدتر تعاملات سينمايي با جشنواره هاي بزرگ دنيا به خوبي محسوس و قابل رويت و اثبات است. شايد تنها اشاره به دستگيري يكي از منتقدان سينمايي در سالهاي اخير و تعاملاتي كه او در اين رابطه اعتراف كرده بخودي خود درز و دوزهاي اين سينما با منتقدان و رابطه هاي منحصر و حساب شده و آگاهانه اي را كه در اين راستا دنبال شده را مورد تاكيد قرار دهد. به هر حال براي ردگيري اين جريان ها ابتدا به ساكن نياز است تا محمل ها و پوشش هايي كه از طريق آن اين جريان سازي ها شكل و محقق مي شود را دنبال كنيم.

در سالهاي گذشته دو جريان سينمايي نويس كه اتفاقا در ظاهر امر هم به تقابل و كشمكش با يكديگر مشغول بودند، هر يك به نوعي تلاش داشتند جريان كلي سينماي ايران را به سمت اهداف خودشان سمت و سو بدهند، اما به هر حال افراط كاري هايي كه در قالب حمايت از فيلم هاي فارسي رخ مي داد، عرصه را براي يكه تازي رقيب باز گذاشت و رقيب هم اكنون فارغ البال البته با كمي تعديل و محافظه كاري در مواضعش به فعاليت خود ادامه مي دهد. من در اين مباحث به اين مهم كه مقوله نقد فيلم به لحاظ آكادميك و علمي چه تعاريفي دارد و آيا نقد فيلم صرفا باز شناخت يك ايده به زبان تصوير و گفتمان سازي درباره پيوندهاي تصويري اين ايده با ذهن است و يا بحث هايي از اين جمله كه نقد فيلم نوعي مكاشفه و رازگشايي و تعامل منتقد با خواننده بر سر مشتركات و دريافت هاي شخصي از فيلم و اين جور مسائل است، كاري ندارم. اينها همه مباحث اكادميك و مربوط به زيباشناسي نقد فيلم است. نظريه ها و تئوري هاي مختلفي هم در اين باره ابداع شده و طرفداران و مخالفان بي شماري را هم در كل جريان نقد فيلم در جهان و به تاثير از همه پديده هاي وارداتي در ميان منتقدان وطني ما هم به جا گذاشته است كه به طور مثال مي توان رد پاي آن را در نقد فيلم هاي چند مجله سينمايي دنبال كرد. اين ها در جاي خودشان البته مباحث جدي و مورد نياز سينما و نقد فيلم و شناخت سينما و ... هستند. اما همانطور كه اشاره كردم مسئله اينجا است كه همه پديده هاي وارداتي وقتي به اينجا مي رسند كاربرد و نقش واقعي و اصلي شان را از دست مي دهند و به پديده هايي كاملا سياسي و فرا موضوعي تبديل مي شوند.

در زماني كه حقير بيشتر درگير مناسبات پشت پرده و پيگيري جدي از جشنواره ها و اظهار نظرهاي منتقدان بودم، پيش مي امد يك منتقد در مورد يك فيلم و در دو زمان مختلف دو ديدگاه كاملا مختلف و متضاد ارائه مي داد. وقتي دليلش را مي پرسيدم متوجه مي شدم انچه در هر دو ديدگاه محلي از اعراب نداشته خود فيلم و سينما بوده و منتقد هم در هر دو زمان با احتساب موقعيت و نسبت خودش با فيلم و فيلمساز و مسائل بي ارتباط با سينما و كاملا حاشيه اي درباره فيلم اظهار نظر كرده است! كم و بيش به اين موارد مي توانم اشاره كنم و اگر حوصله و زمان و البته ارزشي براي اينگونه ارزش گذاري ها قائل بودم به صورت آماري شمار زيادي از اينگونه نقد فيلم ها و منتقدان را به حضور شما معرفي مي كردم. اما مدت ها است كه از اين فضا فاصله گرفته ام و فقط تاثيرات ان فضا به نوعي باعث اين مقالات و يادداشت ها شده كه اميدوارم راهگشا باشد.

واقعيت اين است كه همين مسائل و در كنارش جريان هايي كه حساب شده اين سينما را سمت و سو مي دادند باعث شد به اين مهم بپردازم كه ما از اساس در كنار تربيت فيلمسازان ارزشي و معتقد و دين باور به منتقدان دين باور و ارزشي نيز نيازمند هستيم؛ زيرا اعتقاد دارم تا زماني كه در بر همين پاشنه بچرخد نه آبي از اين سينما گرم خواهد شد و نه از منتقدان ان. البته اين را هم اذعان مي كنم كه خوشبختانه يا متاسفانه منتقدان اينجايي بر خلاف منتقدان خارجي تاثير چنداني بر مخاطبان سينما و دخل و خرج فيلم ها ندارند. منظور من از اين تاثيرات بيشتر در سطح بالا و متاسفانه مديريتي سينما است. والا اغلب مخاطبان سينما نه ارزشي براي داوري و نقد فيلم قائل هستند و نه اساسا از وجود چنين پديده اي آگاهي دارند. و بخشي از بدبختي و تاسف نگارنده هم همين است كه اين مناسبات در همان محدوده فيلمساز و منتقد و مطبوعات ختم مي شود و اين حركت دوار جز به شعاعي اين گونه محدود نمي تواند پاي فراتر بگذارد. بنابراين قاعدتا اين بحث ها به احتمال زياد چندان ارتباطي آنگونه كه بايد و شايد با مخاطبان عام سينما برقرار نمي كند. اما من به نوبه خودم به عنوان وظيفه و نوعي احساس مسئوليت در قبال سينما و بعد هم به عنوان شاهدي بر اين دور بيهوده تلاش مي كنم بخشي از واقعيت ها را هر چند براي كساني خوش آيند هم نباشد بازخواني كنم.

همانگونه كه اشاره كردم مقوله نقد فيلم آنگونه كه در ايران متداول است هيچ سنخيتي با معني و مفهوم آكادميك و علمي ان در جهان ندارد. شاهد مثالم اتفاقا اذعان خود همين آقايان منتقد فيلم به بحران نقد فيلم در ايران است. اين پديده چندي پيش به يكي از دغدغه هاي منتقدان و جامعه هنري تبديل شده بود. دليلش را آنها در عواملي مي دانند كه من درست در نقطه مقابل انها از زاويه ديگري تجزيه و تحليل مي كنم. مثلا انها رشد كمي منتقدان را عليرغم اينكه يك اتفاق خوش آيند بايد تلقي كرد، اما به لحاظ افت كيفيت نقدها و عوام زدگي حاكم بر موضوع نقد فيلم يك خطر جدي محسوب كرده بودند.

انها خطر را دقيقا از جايي تشخيص مي دادند كه به زعم من نوعي انحصار طلبي آگاهانه در پشت آن كمين كرده بود. به اين معني كه انها نمي خواهند اتوريته و هزموني خودشان را بر مقوله نقد فيلم از دست بدهند. اين انحصار طلبي هم نه از باب تخته كردن نان شان باشد، كه همه مي دانند اين حوزه آش دهان سوزي نيست و اتفاقا پائين ترين دستمزدها را به تاليف نقد فيلم مي دهند. و باز اتفاق جالب تر اينكه همه منتقديني كه به اصطلاح سرشان به كلاه شان مي ارزد و نامي دست و پا كرده اند، اصلا به اين حق الزحمه ها نيازي ندارند. تا جايي كه نگارنده اطلاع دارد و باز به حسب ارتباطي كه با بسيارشان دارد، مي دانم كه به لحاظ مالي مرفه هستند و نيازي به اين درآمدها ندارند. شكر خدا بيشترشان دكتر و مهندس و وكيل و بخشي شان هم بيزينس مندهاي موفقي هستند كه حتي مطبوعات سينمايي مورد نظر خود را به لحاظ مالي ساپورت مي كنند! بنابراين دغدغه مالي ندارند و دغدغه هاي اصلي شان درست از جايي شروع مي شود كه من نوعي با آن مشكل دارم.

در اينجا مي خواهم به يكي از اين دغدغه ها اشاره و در اين راستا به نقش و موقعيت تخريبي اين گونه منتقدان تاكيد كنم. يكي از مشكلاتي كه طي اين سالها خيلي هم حاد شده ترويج و تبليغ اين متد و شيوه برخورد با فيلم ها است كه منتقد مي گويد من به اين كه فيلمساز چه محتواي و حرفي را مي خواهد بزنذ كاري ندارم، كار من منتقد اين است كه رابطه و نزديكي حرف فيلمساز و چگونه گفتن و درست و نادرست گفتن ان را به زبان سينما نقد و داوري كنم. در اين متد منتقد آگاهانه خودش را از قضاوت درباره محتوايي كه فيلمساز بيان مي كند تبرئه مي كند. شايد اين ادعا درست باشد كه كار منتقدان جز اين نيست كه زبان گفتاري فيلمساز را با تناسب حرف و پيام و محتوايي كه مي خواهد انتقال بدهد ارزيابي و داوري كنند. اين در نقد بصري و ساختاري كاملا حرف بجا و درستي است. در اينجا نقش منتقد فقط اين است كه بگويد اين حرف آقاي فيلمساز به زبان سينما درست و به جا برگردان شده است يا نه. يا به بيان ديگر ظرف و مظروف همديگر را پوشش داده اند يا خير. منتقد ديگر كاري به خير و شر اثر و اين كه اين پيام چه باز خوردها و بازتاب هايي در جامعه دارد، ندارد و اتفاقا يكي از مشكلات و اختلاف نظرهاي اينگونه منتقدان بر سر علم كردن بحران نقد نويسي در ايران همين موضوع است. يعني اينكه چرا منتقدان به جاي پرداختن به ساختار و روايت و نقد ساختاري فيلم به مسائل محتوايي مي پردازند و درباره مسائل فرا ساختاري فيلم بحث مي كنند. به اعتقاد من اين ادعاها مصداق همان كلمه الحق يرادبه الباطل است. اين ادعا در ظاهر حرف حقي است، اما مراد باطلي را دنبال مي كند.

براي روشن شدن موضوع خوب است به يك نمونه از اين نقدها اشاره كنم و در نقطه مقابلش به ديدگاه ارزشي و محتوايي كه در جاي خودش هم يك ضرورت است و هم يك وظيفه ديني و حتي اخلاقي. چند سال پيش در ميان خيل فيلم هاي عاشقانه و موسوم به دختر و پسري و بخصوص عشق هاي سه ضلعي و چند ضلعي كه ساخته مي شد، موضوع يكي از اين فيلم ها رابطه عشقي بين يك مرد و دو زن را مطرح مي كرد. با اين توضيح كه فيلمساز اين رابطه سع ضلعي را به ضرورت محدوديت ها و مميزي ها طوري طراحي كرده بود كه به اصطلاح شك و شبهه شرعي در كار نباشد. و در واقع پايه درام كشمكش يك مرد ميان تعلق و عشق به دو زن بود. به اين كاري ندارم كه نفس اين موضوعات خودش به يك بحران اخلاقي در جامعه تبديل شد، وقتي موضوع اصلي را پي بگيريم، ان وقت اذعان خواهيد كرد كه مسئله به مراتب از اين بحران ها بحراني تر است.

منتقدي در مواجهه با اين فيلم ضمن بازخواني ورژن هاي خارجي چنين ژانري كه البته آنها به هيچ وجه تابع شرعيات و محذوريت هاي اخلاقي اين گونه رابطه ها نيستند، به فيلمساز انتقاد كرده بود كه نفس و جذابيت اين گونه فيلم هاي عشقي و چند ضلعي در غير شرعي بودن اين مناسبات سه ضلعي است. و اظهار فرموده بودند كه در واقع اين محمل هاي شرعي بار همه جذابيت و دراماتيك بودن را از فيلم مي گيرد و ان را باسمه اي مي كند. منظور نويسنده اين بود كه اين رابطه ها در چارچوب روابط آزاد و غير شرعي جذابيت دارند و به قول ايشان دراماتيك و سينمايي مي شوند. با چه ميزان خوش باوري مي شود پذيرفت منظور اين جناب منتقد از چنين نگرشي به فيلم صرفا نقد دراماتيكي و ساختاري است. و با چه ميزان انصاف مي شود به اين راي تن داد كه جناب منتقد در حال ترويج اباحه گري و انواع مفسده هاي اخلاقي هستند؟! حالا تحت هر نام و عنواني از جمله آزادي هاي زنان و يا هر محمل و پوشش هنري و غير هنري كه بخواهد پشت ان خودش را پنهان كند. اين نمونه را صرفا از باب اين مهم اشاره كردم كه تاكيد كنم منتقدان ما به حسب ضرورت هايي كه خودشان و بعضا ديدگاه هاي اجتماعي شان ايجاب كند، يك جا منتقد ساختارگرا و منفعل از پيام فيلم و محتواي ان مي شوند و به همين دقت و توجه هر جا ايجاب كند نگاه شان متوجه محتواي و مناسبات و پيام هايي از اين دست مي شود. هر كجا صرف كرد به ترويج ديدگاه هاي وارداتي شان اهتمام دارند، و هر كجا هم صرف شان نكرد به فيلم هاي اخلاقي و با محتواي با بهانه ضعف ساختاري و ضعف و نازل بودن زبان سينمايي و البته به بهانه اينكه پيام دادن كار سينما نيست و كار مقاله و موعظه و منبر و وعظ و ... اينها است، از اساس ارزش هاي محتوايي فيلم ها را زير سوال مي برند و زير پاي فيلمسازان ارزشي را خالي مي كنند.

از باب نمونه به فيلم زندان زنان مي توان اشاره كرد. همه منتقدان آوانگارد و فرماليست و نخبه گراي ما بر سر اين فيلم اجماع كردند كه درباره زبان سينمايي و ساختار و قرابت ان با موضوع سينما اصلا حرفي به ميان نياورند. به اين دليل كه زندان زنان ان حرف ها و محتوايي را نمايندگي مي كرد كه منتقدان دل شان مي خواست آن را بصورت مقاله و بيانيه سياسي مطرح كنند. در واقع به اعتقاد من همه پزها و ادا و اطوارها نوعي بازي سياسي و محمل و پوشش براي رسيدن به چيزهاي ديگر است كه از اساس هيچ قرابت و تعاملي با سينما ندارند. و من به صراحت ادعا مي كنم بخش غالب بر جريان نقد نويسي در سينما در تيول اين جريان ها است. البته اين را هم تاكيد كنم در اين ميان هستند منتقدان جواني كه بدون توجه به اين جريان ها جذب و شيفته شده اند. به اين اقليت شوق زده از درج نام شان در يك ماهنامه سينمايي با عنوان قرضي و عاريه اي و البته اغواگرانه كاري ندارم و اميدوارم وقتي يك جريان سالم و سازنده در موضوع نقد فيلم مديريت و سازماندهي شد، اين گروه نيز با درك ضروريات و مقتضيات و فهم سمت و سو و سوء نيت هايي كه بر اين روند حاكم است مسير درست و اصولي شان را پيدا خواهند كرد. در اين باره، نه در شماره آينده كه به ضرورت باز بحث را پي خواهم گرفت.

امید رهگذر
منبع: پرتو سخن
<[bB][rR]>duran duran-come undone mpg
 
   
   
 
 
 
 
  • تاثير منتقدان بر شكل گيري و تعميق سينماي ...
  • فلسفه و نظریه فیلم (بخش اول)
  • نيش و نوش، چالش و ضرورت مضامين ديني در سين ...
  • سينماي حسن فتحي به بهانه پستچي سه بار در ن ...
  • به بهانه دل شكسته ساخته علي روئين تن
  •  
     
    نظرات (0)   چاپ مطلب
     
     
    ارسال نظر
       
     

     





    Powered by WebGozar
    free sexy ipod videos