انتخاب براي Homepage اضافه کردن به Favorites
 
ورود به سايت
نام کاربري:  
کلمه عبور:  
   

عضويت در سايت
بازيابي کلمه عبور
Datalife Engine » تبلیغات اسلامی » سير انديشه تبليغ از امام خميني(ره) تا آيت الله خامنه اي
منوي اصلي
صفحه اصلي انجمن ها
آمار سايت قوانين سايت
آخرين مطلب تماس با ما
 
جستجوي پيشرفته
موضوعات
 یادداشت هفته (3)<[bB][rR]>internet caffe full download معرفی واحد تبلیغات (2)<[bB][rR]>internet caffe full download اخبار روز (1)<[bB][rR]>internet caffe full download * دانلود برنامه موبایل * (1)<[bB][rR]>internet caffe full download متن سخنرانی های حجت الاسلام انجوی نژاد (15)<[bB][rR]>internet caffe full download تبلیغات سنتی ()<[bB][rR]>internet caffe full download تبلیغات نوین (6)<[bB][rR]>internet caffe full download تبلیغات اسلامی (20)<[bB][rR]>internet caffe full download عملیات روانی (8)<[bB][rR]>internet caffe full download رسانه (21)<[bB][rR]>internet caffe full download نقد فیلم (10)<[bB][rR]>internet caffe full download مصاحبه (5)<[bB][rR]>internet caffe full download اخبار کانون فرهنگی رهپویان وصال (14)<[bB][rR]>internet caffe full download اخبار واحد تبلیغات (5)<[bB][rR]>internet caffe full download
نظرسنجي
نظرشما در مورد سيستم؟

عالي
خوب
متوسط
بد
<[bB][rR]>generator key call of duty
تقويم
<    «  اسفند 1388  »    >
شيدسچپج
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
29 
آرشيو مطالب
» شهریور 1388 (9)
» مرداد 1388 (2)
» تیر 1388 (3)
» خرداد 1388 (2)
» اردیبهشت 1388 (19)
» فروردین 1388 (15)
» اسفند 1387 (7)
» بهمن 1387 (9)
» دی 1387 (20)
» آذر 1387 (25)
پربازديدترين مطالب
آخرين مطالب
» خدمت ناخواسته "عالیجناب جومونگ " به "موساد"
» پشت پرده افسانه جومونگ
» سينماي حسن فتحي به بهانه پستچي سه بار در نمي زند
» بنرهای تبلیغاتی راویان وصال
» به بهانه دل شكسته ساخته علي روئين تن
» نگاهي به سريال رستگاران ساخته سيروس مقدم
» سوالات جلسات شب های ماه مبارک رمضان -شب سوم-سوم شهریورم ...
» سوالات جلسات شب های ماه مبارک رمضان - شب دوم - دوم شهریور ...
» سوالات جلسات شب های ماه مبارک رمضان - شب اول - اول شهریو ...
» نرم افزار مهمانی خدا
تگ هاي مطالب

آمار سايت
بهترين نويسندگان:
1- (راویان (109
2- (mohammadreza (2
3- (وصال (2

آمار مطالب:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 0
  اين ماه: 0
  کل: 111

آمار کاربران:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 0
  اين ماه: 4
  کل: 54
  بن شدگان: 0
جديدترين عضو: swetapush
لينکستان
» کانون فرهنگی رهپویان وصال
» غزه همیشه زنده
» بازمانده تنها
» سایت های زنجیره ای رهپویان وصال
 
 

تبلیغات اسلامی : سير انديشه تبليغ از امام خميني(ره) تا آيت الله خامنه اي
 
مقدمه
با وقوع انقلاب اسلامي سال 1357 در ايران، بسياري از مفاهيم اسلامي كه پيش از اين مورد مداقه قرار نگرفته بود- يا دست كم در نوع نگاه به آن، حكومت و مسائل آن در نظر گرفته نشده بود- پس از برهه اي بسيار طولاني، دوباره در معرض نقد و نظر انديشمندان قرار گرفت. در اين ميان و پيش از تمامي ديگر انديشمندان مسلمان و غيرمسلمان، امام خميني(ره) به عنوان نظريه پرداز اين انقلاب، با كوله باري از معرفت حوزوي و آشنايي عميق با مسائل جامعه و حكومت- كه وي را شايسته رهبري انقلاب ساخته بود- نقش بسيار مهمي در تبيين اين گونه مفاهيم در طول حيات خويش داشت؛ به ويژه 11 سال پاياني آن كه پس از پيروزي انقلاب قرار گرفته بود و امكان تماس مستقيم تري را با مسائل عيني جهاني و همچنين امكان تجربه واقعي انديشيده ها را در سطحي وسيع تر براي وي فراهم ساخته بود.
اگر دوران پس از انقلاب اسلامي را در ايران به دو نيم تقسيم كنيم، تقريباً مي توان ادعا كرد كه دوره اول آن در زمان رهبري امام خميني(ره) و نيمه دوم در زمان رهبري آيت الله خامنه اي- كه وي از شاگردان بي واسطه امام خميني(ره) و طبيعتاً در اصول انديشه ها با وي مشترك است- قرار گرفته است. اين اشتراك در اصول در طول حيات مشترك اين دو فرزانه متأله و همچنين پس از وفات امام خميني(ره) و به دست گرفتن مسئوليت رهبري توسط آيت الله خامنه اي؛ تا حدود بسيار زيادي به وضوح نمايان است.
اما آنچه در اين ميان مي تواند براي ما مهم باشد و پرسشي را براي پژوهش طرح نمايد، اين واقعيت است كه نيمه نخست دوران انقلاب كه رهبري آن بر عهده امام خميني(ره) قرار داشت، اتفاقاً نيمه اي بوده كه در آن با بحران هاي حساس پس از انقلاب مانند پاكسازي آثار رژيم پيشين، قيام هاي مسلحانه گروه هاي مخالف، اختلافات شديد داخلي حتي در سطح رئيس جمهور و نخست وزير و در نهايت بحران مهمي به نام جنگ ايران و عراق روبرو هستيم. در مقابل، آنچه انقلاب اسلامي در زمان رهبري آيت الله خامنه اي با آن مواجه است، مسائلي است كه اگر چه از لحاظ اهميت و ايجاد شرايطي دشوار براي رهبري نمي توان آن را كمتر از نيمه نخست دانست ولي به هر حال با آن متفاوت است. از جمله اين مسائل مي توان به امور ذيل اشاره كرد: مشكلات دوران بازسازي، قرار گرفتن در جريان دو برنامه توسعه، پايدار شدن ديدگاه هاي تازه فرهنگي و سياسي در ميان انديشمندان جامعه و نوع جديدي از فعاليت در صحنه ديپلماسي بين المللي.
از ميان موضوعاتي كه همواره پيش از انقلاب اسلامي و پس از آن در هر دو دوره رهبري به صورت جدي در ميان انديشمندان مسلمان به ويژه در حوزه هاي علميه مطرح بوده، مسئله \"تبليغ \" است. \"تبليغ \" كه به اشتباه \"Propaganda \" ترجمه مي شود، در مفهوم ديني و اسلامي آن، تبليغاتي است كه هدف گسترش دين را پيش روي مبلغان خود قرار مي دهد. شايد به كار بردن واژه \"Proselytizing \" در اين مفهوم رساتر باشد، اما به هر حال استفاده از واژه
\"دعوت \" (Dawa) براي اين امر مناسب تر از هر واژه ديگري به نظر مي رسد. بدين معنا كه براي جستجوي مسائل آن در متون اسلامي، ناچاريم به اين واژه مراجعه نماييم و براي رساندن مقصود خود با هر زبان ديگري مي توانيم اين واژه را در آن زبان قرارداد نمايم. به هر صورت، واژه اي كه در زبان فارسي بيشتر براي اين مفهوم به كار رفته است، واژه \"تبليغ \" يا \"تبليغات \"- در اين صورت اخير معمولاً همراه با قيد ديني يا اسلامي- مي باشد كه در اين تحقيق نيز ملاك قرار گرفته است.
اگرچه پس از انقلاب اسلامي بسياري از انديشمندان به طور كلي و شماري چند نيز به صورت بسيار جدي در حوزه و دانشگاه به بررسي اين مفهوم علاقه مند شدند، اما انديشه اي كه در نهايت به سياست جمهوري اسلامي تبديل مي شد، انديشه رهبران اين نظام بود كه در رآس آنان امام خمين(ره) و پس از ايشان آيت الله خامنه اي قرار دارند.
از اين رو، بررسي سير انديشه تبليغ از امام خميني(ره) تا آيت الله خامنه اي به ويژه در زمان تصدي مسئوليت رهبري انقلاب اسلامي، مي تواند ما را به بسياري از زواياي تاريك اين پديده از ديدگاه اسلامي رهنمون باشد؛ به ويژه آنچنان كه در جمهوري اسلامي به آن نگريسته مي شود.
البته، بايد دقت داشت آنچه در اين نوشتار بررسي مي گردد، فقط گفته هاي اين دو شخصيت در مورد تبليغ است و به بخش مهمي از آن؛ يعني گفتار و كردار تبليغي خود آنان چه در سطح مديريت و چه در سطح اجرا، پرداخته نشده است؛ كه اين خود تحقيق ديگري را مي طلبد.
به هر حال، در اين پژوهش پس از بيان ديدگاه هاي هر دو رهبر در مورد كلياتي مانند تعريف، هدف و اهميت تبليغ، دو مسئله اساسي در تبليغ؛ يعني تأثير و مبلغ، به شكل تطبيقي بررسي مي شود. توضيح هر يك از اين مسائل نيز در جاي خود خواهد آمد.

1- كليات
1-1- تعريف

طبيعي است مهمترين و خلاصه ترين چيزي كه اختلاف يا تشابه ميان ديدگاه دو متفكر در مورد پديده اي مانند تبليغ را نشان مي دهد، تعريف ايشان از اين پديده است. لذا، شايسته است نخست به بررسي تعريف هر يك از اين دو انديشمند از تبليغ و نقاط اشتراك يا اختلاف آنان بپردازيم و ببينم در نظر اين دو متفكر چه جنبه هايي از اين پديده نسبت به ديگر جوانب آن از اهميت بيشتري برخوردار است. امام خميني(ره) در آخرين روزهاي زندگي، طي حكمي به آيت الله جنتي تعريف تبليغات را اين گونه ارائه كردند: \"تبليغات كه همان شناساندن خوبي ها و تشويق به انجام آن و ترسيم بدي ها و نشان دادن راه گريز و منع از آن است، از اصول بسيار مهم اسلامي عزيز است.
پيش از پرداختن به كار بردن واژه هاي \"خوبي \" و \"بدي \" نشانگر يكي از اساسي ترين شرايط تبليغات اسلامي است. اين واژه ها نمايندگان چارچوبي ارزشي و اخلاقي به شمار مي روند كه تبليغ در داخل آن عمل مي كند. در واقع، نقطه اساسي اختلاف تبليغات اسلامي با تبليغات مدرن، همين مسئله است.
دوم، استفاده از واژه \"تشويق \" پس از \"شناساندن \"، دلالت بر اين دارد كه تبليغات اسلامي تنها رساندن پيام به هر شكلي به گوش مخاطبان نيست. تبليغ از ابتدا براي تأثيرگــذاري طراحي مي شود و مبلغ بايد نهايت تلاش خويش را براي تأثيرگذاري بر مخاطب به كار بندد.
و اما ابهامي كه در اين تعريف وجود دارد، از قسمت دوم آن ناشي مي شود؛ يعني \"ترسيـم بدي ها و نشان دادن راه گريز و منع از آن \". بسته به اين كه \"منع \" را عطف به چه واژه اي بگيريم، دو معناي متفاوت از اين تعريف برداشت مي شود.
اگر \"منع \" را عطف به \"گريز \" بگيريم، مي توانيم بگوييم حضرت امام(ره) به دو نوع بدي اعتقاد داشته و تبليغ را مسئول نشان دادن راه گريز و راه منع از آن دو نوع دانسته اند. تبليغات، درباره بدي هايي كه فرد يا جامعه به آن مبتلا هستند و با آن دست به گريبانند، راه گريز از آن را به مخاطبان خويش نشان مي دهد. همچنين درباره بدي هايي كه فرد يا جامعه را تهديد مي كند بدون آن كه به آن مبتلا باشند و هر لحظه احتمال نفوذ اين مفاسد به درون فرد يا جامعه مي رود، تبليغات راه منع و جلوگيري از اين نفوذ را به مخاطبان خويش مي نماياند. همچنين، مي توانيم گريز و منع را به ترتيب مربوط به بدي هايي بدانيم كه انسان دربرابر آن توان ايستادگي ندارد و لذا لازم است از نزديك شدن به مقدمات آن نيز اجتناب ورزد و نيز به بدي هايي نسيت دهيم كه تقوا مي تواند به عنوان سلاحي براي مقابله با آن به كار رود.
ولي اگر \"منع \" را همراه با واژه \"نشان دادن \" عطف به \"ترسيم \" بگيريم، در مورد بدي ها از ديدگاه امام سه مسئوليت براي تبلغ قائل شده ايم. تبليغات بايد علاوه بر آن كه بدي ها را ترسيم مي كند و به مخاطبان خويش مي شناساند، راه گريز و جلوگيري از ابتلا به آن را نيز به ايشان بنماياند. مي توانيم در اين مورد هر دو نوع بدي ذكر شده را نيز در اينجا وارد كنيم و گريز را نيز به هر دو معناي ارائه شده بگيريم.
مسئوليت سوم تبليغات- با اين تفسير- تا حدودي از مرزهاي متعارف تبليغات فراتر مي رود و به مقام اجرا يا به عبارتي اعمال مكمل تبليغات نزديك مي شود. يعني، تبليغات علاوه بر آن كه لازم است بدي ها و راه گريز از آن را به مخاطبان خويش نشان دهد، در مقام اجرا نيز بايد جلوي ارتكاب اين بدي ها را بگيرد و فرد و جامعه را از ابتلا به آن نجان بخشد.
در يكي از معاني اي كه براي هدايت آمده است، نزديك به اين معنا يافت مي شود. هدايت گاهي به معناي \"ارائه طريق \" و صرف نشان دادن راه مي باشد و گاه به معناي همراهي و رساندن فرد به مقصد يا \"ايصال الي المطلوب \" است. در اين معناي دوم است كه چيزي فراتر از پيام رساني مطرح مي شود و به مقوله عمل وارد مي شويم. در بررسي ديدگاه هاي ايشان در مورد جلوه هاي تبليغ نيز به اين نتيجه مي رسيم كه هدايت، يكي از اين جلوه هاست كه خود سبب قدرت بخشيدن به اين تفسير از عملكرد تبليغات مي شود.
همچنين، امام خميني(ره) معتقد به تأثير زياد عمل خارجي اي هستند كه مكمل تبليغات باشد. در واقع، نقس عمل در تبليغات آنقدر زياد است كه از ديدگاه ايشان، تبليفي كه فقط در آن حرف زده شود و هيچ عمل خارجي مكمل آن نباشد، محكوم به شكست است.
آخرين تأييدي كه بر ارجحيت اين تفسير وجود دارد- كه درواقع روشن ترين دليل نيز هست- امر به معروف و نهي از منكر است كه از ديدگاه ايشان همانند هدايت، يكي از جلوه هاي تبليغات اسلام به شمار مي آيد. همه مجتهدان به اتفاق آرا معتقدند در صورتي كه مراخل نخست امر به معروف و نهي از منكر- يعني تغيير در روابط و برخورد و همچنين تذكر لفظي- مؤثر واقع نشود، امر به معروف و نهي از منكر به مرحله عمل وارد مي شود و بر همه مكلفان واجب كفايي است با هر وسيله ممكن و مشروع از ارتكاب آن منكر جلوگيري كنند يا فرد مكلف را به انجام دادن آن معروف وادار سازند. در اين مسئله نيز بخش نهي از منكر مي تواند دليل خوبي بر اثبات مدعاي ما باشد.
با توجه به ادله اي كه ذكر شد، چنين به نظر مي رسد كه از ديدگاه حضرت امام(ره) به آن بخش از مقابله با بديها نيز كه فراتر از تبلغات لفظي و مشـابه آن است و به مرحله عمل وارد مي گردد، تبليغات گفته مي شود. البته، پذيرش تفسير فوق از كلام حضرت امام(ره) به معناي رد تفسير نخست نيست. همان طور كه ديديم، اين تفسير نيز تا حدودي مي تواند مقبول و پذيرفته باشد.
اما در مورد تعريف آيت الله خامنه اي از تبليغ بايد بگوييم كه متأسفانه در بررسي اسناد مربوط به ايشان، به موردي بر نخورديم كه بروشني بر وجود تعريفي از ايشان در مورد تبليغ دلالت نمايد. اما در توضيحات ايشان درباره اختلاق تبليغ جمهوري اسلامي و تبليغاتي كه در جهان شناخته شده است به مواردي برمي خوريم كه شايد بتوان از آن استنباط تعريف كرد. ايشان در اين مورد مي فرمايند: \"آنچه ما به آن اعتقاد داريم، معناي واقعي تبليغ است؛ يعني رساندن حقايق و واقعيت ها به گوش مردم جهان \".
آگاهي دادن و اظهار حقايق، از مواردي است كه در كلام امام(ره) نيز شواهد زيادي بر آن مي توان يافت، اما اين مسئله در انديشه ايشان در مبحث جلوه هاي تبليغ جاي مي گيرد. با اين فرض، مي توان تعريف اخير را تعريف تبليغ، به يكي از جلوه هاي آن دانست.
به هر حال، مسلم اين است كه هر دو رهبر، در اين برداشت از تبليغ مشترك بوده اند. البته در مباحث آينده- به ويژه آنجا كه مسئله تأثير بررسي مي شود- شواهدي را از كلام آيت الله خامنه اي ارائه خواهيم كرد كه بر اجــزاي تعريف امام خميني(ره) تا حدود زيادي منطبق است و مي تواند ايت مشكل را حل كند.

2-1- هدف تبلیغ
در جاي جاي كلام حضرت امام(ره) به اهداف بسيار زيادي جهت تبليغ بر مي خوريم. مهمترين اين اهداف عبارت است از: معرفت الله، بسط توحيد و شناخت مردم از عالم، انسان سازي و ارشاد، زدودن ظلم از جامعه و اقامه عدل در آن، تعليم و تربيت بشر، اخراج انسان از ظلمت به نور و توجه دادن وي به معنويات و برتري دادن انسان بر ملائك.
باندكي تأمل مي تــوانيم دريابيم كه بيشتر اين اهداف، يا اهداف اوليه و مقطعي تبليغ قلمداد مي شوند يا مي توانند در يكديگر ادغام گردند و هدفي نهايي را به وجود آورند. به عنوان مثال، بسط توحيد و شناخت مردم از عالم، تعليم و تربيت بشر، اخراج از ظلمت به نور، توجه دادن وي به معنويات، برتري دادن انسان بر ملكوتيان، ساختن انسان و رشد دادن به وي، همه و همه مي توانند يك هدف نهايي را تعقيب نمايند.
همچنين، اهدافي از قبيل: اصلاح جامعه، اقامه عدل، تجهيز مستضعفان ضد ستمگران، روشنگري و زدودن ظلم از جامعه، مي توانند در دسته كلي ديگري جاي گيرند. لذا، مي توان چنين ادعا نمود كه از نظر حضرت امام(ره)، تبليغ دو هدف غايي و اساسي را دنبال مي نمايد كه يكي مربوط به فرد است و ديگري مربوط به جامعه انساني.
اما هدف از تبليغاتي كه مربوط به فرد است، چيزي نيست جز رساندن انسان دوبعدي به درجه \"اعلي عليين \" و دور نمودن وي از مرتبه \"اسفل سافلين \". آنچه كه شما ملت شريف و مجاهد براي آن به پا خاستند و دنبال مي كنيد و براي آن جان و مال نثار كرده و مي كنيد، والاترين و بالاترين و ارزشمندترين مقصدي است و مقصودي است كه از صدر عالم در ازل و از پس اين جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛ و آن، مكتب الوهيت به معني وسيع آن و ايده توحيد با ابعاد رفيع آن است كه اساس خلقت و غايت آن در پهناور وجود و درجات و مراتب غيب و شهود است؛ و آن، در مكتب محمدي- صلي الله عليه و آله وسلم- به تمام معني و درجات و ابعاد متجلي شده و كوشش تمام انبياء عظام- عليهم سلام الله- و اولياء معظم- سلام الله عليهم- براي تحقق آن بوده و راهيابي به كمال مطلق و جلال و جمال بي نهايت جز با آن ميسر نگردد، آن است كه خاكيان را بر ملكوتيان و برتر از آنان شرافت داده و آنچه براي خاكيان از سير در آن حاصل مي شود براي هيچ موجودي در سرار خلقت در سر و علن حاصل نشود. \"
و اما هدف دوم كه مربوط به جامعه انسان هاست، همانا اصلاح آن به اقامه عدل زدودن آثار ظلم از آن است. با اندكي تأمل مي توان دريافت كه اين هدف نيز در صورتي كه هدف نخست كاملاً حاصل شود، در ضمن آن مستتر است. بدين معنا كه اگر انسان ها به آن رشد لازم كه خداوند براي آنان مقدر فرموده است برسند، طبيعتاً زمينه اي جهت وجود ظلم در جوامع انساني باقي نخواهد ماند و عدالت خودبه خود در اين جوامع حكمفرما خواهد بود. به هر حال، حضرت امام(ره) درباره اين دو هدف اصلي چنين مي فرمايند:
\"انبياء هم كه مبعوث شدند، براي اين مبعوث شدند كه معنويات مردم را و آن استعدادها را شكوفا كنند كه در آن استعدادها بفهمند به اين كه چيزي نيستيم و علاوه بر آن مردم را، ضعفا را از تحت سلطه استكبار بيرون بياورند. از اول، انبياء اين دو شغل را داشته اند؛ شغل معنوي كه مردم را از اسارت نفس خارج كنند، از اسارت خودش خارج كنند كه شيطان بزرگ است و مردم و ضعفا را از گير ستمگران نجات بدهند ... اين دو شيوه را به معنويات الي حدي كه بشر مي تواند به او برسد و فوق او، و بعد هم اقامه عدل.
در بررسي ديدگاه هاي آيت الله خامنه اي نيز باز علي رغم تنوع ذكر اهداف، در يك جمعبندي كلي، به همين دو هدف اصلي و غايي مي رسيم. آنچه در اين خصوص شايان توجه است، تأكيد بيشتر ايشان بر هدف اول و جاي دادن هدف دوم در مقوله تحكيم انقلاب است كه با اندكي تأمل همان معناي اقامه قسط و عدل از آن برداشت مي شود. ايشام در مورد هدف نخست مي فرمايند: \"ما ... بايد به منقلب كردن دل ها و روشن كردن ذهن ها و تصحيح مسيرها و جهت گيري ها و خالص كردن اعمال و تحول دروني مردم به يك مؤمن واقعي با اخلاق اسلامي همت گماريم. \"
در مورد هدف دوم تبليغ نيز- با توضيحي كه ذكر شد- به موارد بسياري كه در كلام ايشان برمي خوريم، كه از آن جمله اين مطلب است: \"صدا و سيما در رابطه با انقلاب هم بزرگ ترين وظيفه را دارد كه آن وظيفه عبارت است از عمق بخشيدن به تفكر انقلابي در مردم، يادآوري كردن اصول انقلاب براي مردم، تبيين شعارها و مباني انقلاب براي ذهن هاي مردم و جهت دادن به حركت هاي عملي در صحنه هاي گوناگون در فعاليت هاي مختلف در صحنه اجتماع در جهت حفظ انقلاب و دميـدن روحيه و انگيزه و تحرك انقلابي كه اين وظايف يكي از بزرگ ترين وظايف صدا و سيما است. يعني اگر راديو و تلويزيون براي دميدن و عمق دادن به روحيه انقلابي در مردم تلاش و فعاليت نكند، يقيناً آن وظيفه اساسي و مهم خودش را انجام نداده است \".

[size=2]3- 1- اهميت تبليغ [/size]
كثرت سخنان به جا مانده از حضرت امام(ره) و آيت الله خامنه اي درباره تبليغ و مسائل مربوط به آن، خود به تنهايي گوياي اهميت خاصي است كه اين پديده سرنوشت ساز و تعيين كننده در جهان امروز در منظومه فكري آن بزرگواران داشته و دارد. اين دو رهبر انقلاب اسلامي اهميت اين پديده را از جهات مختلفي عنوان كرده اند كه در اينجا اشاره مختصري به هر كدام از آنها خواهيم داشت.
حضرت امام(ره)، تبليغات را در موارد متعددي از اصول اسلام و اساس فعاليت روحانيان و مجتهدان دانسته اند: \"تبليغات ... از اصول بسيار مهم اسلام عزيز است. \"
آيت الله خامنه اي نيز با تأكيد بر نياز اسلام به تبليغ، اهميت اين پديده را از طريقي ديگر گوشزد نموده اند: \"نظام و اسلام به تبليغ درست احتياج دارد. \"
امام خميني(ره) با توجه به روشن نگري خاصي كه نسبت به مسائل جهان معاصر و تطبيق مقتضيات آن با اصول و احكام اسلام داشتند، مسئله تبليغات را از مهمترين مسائل عصر حاضر دانسته اند: \"مسئله تبليغات يك امر مهمي است كه مي شود گفت كه در دنيا در رأس همه امور قرار گرفته است و مي توان گفت كه دنيا بر دوش تبليغات است.
آيت الله خامنه اي نيز با پذيرش اين مطلب، اين حقيقت را نيز در كنار آن اين گونه به مسئولان تبليغ در كشـور گوشزد مي كننــد كه: \"تبليغ نه تنـها ما را در جمع تبـليغاتچي هاي دنيا قرار نمي دهد، بلكه نشانگر انجام يك تكليف و يك واجب است كه كوتاهي و غفلت در آن موجب پشيماني است. \"
هر دو رهبر انقلاب اسلامي تبليغات را پس از ذكر اهميت آن در اسلام و در جهان معاصر به عنوان سلاح برنـده اي به مراتب از سلاح هاي جنـگي در دست دشمنان جمهـوري اسـلامي مي-دانند. امام خميني(ره) در اين زمينه مي فرمايند: \"ضرر رسانه هاي گروهي از خرابي هاي توپ و تان ها و سلاح هاي مخرب بالاتر و بدتر است، چه كه ضررهاي سلاح ها گذرا است و ضررهاي فرهنگي باقي و به نسل هاي بعد انتقال پيدا مي كند؛ چنان كه ديديد و مي بينيد. \"
آيت الله خامنه اي نيز در اين باره معتقدند: \"مهمترين وسيله فشار بر اين انقلاب، تبليغات است. \"
از آنجا كه جمهوري اسلامي حكومتي است كه در جهان امروز بر پايه قوانين اسلام شكل گرفته و به نبرد با زورگويان دنيا برخاسته است- و نيز با توجه به مطالبي كه درباره اهميت تبليغات در اسلام در جهان معاصر و در نزد دشمنان جمهوري اسلامي گذشت- طبيعي است كه تبليغات از جايگاه ويژه اي در جمهوري اسلامي برخوردار باشد. حضرت امام(ره) اين اهميت را اينچنين تصوير مي نمايند: \"تبليغات در رأس امور است و هر روز بايد حجمش زيادتر گردد. \"
آيت الله خامنه اي نيز اين مسئله را اين گونه بيان مي نمايند: \"مسئله تبليغات از مسائل بسيار مهم اين كشور و انقلاب و موضوع آن اشرف موضوعات است. \"
تبليغ، اگر چه در بعد داخلي هم مورد توجه اين دو بزرگوار بوده است ولي بايد اذعان نمود كه آنچه در منظومه فكري ايشان اهميت خاصي دارد، تبليغات خارجي است. اين مسئله با توجه به هجوم شديد تبليغاتي رسانه هاي خارجي، قابل توجيه است. در اين ميان آنچه از امام خميني(ره) باقي مانده، تأكيد ايشان بر اهميت تبليغات خارجي و تشويق به تقويت آن است. همچنين آنچه مورد تأكيد آيت الله خامنه اي بوده است- با توجه به سابقه اجرايي ايشان پيش از رهبري و با فرض پذيرش اين اهميت- ارائه راهكارها به كساني است كه به نحوي مي توانند در تبليغات خارجي نقش داشته باشند. به هر حال، امام خميني(ره) در بيان اهميت اين مسئله چنين مي فرمايند: \"در يك همچو محيطي كه تمام رسانه هاي گروهي به ضد اسلام واقعاً و به ضد جمهوري اسلامي تبليغات مي كنند، امروز تبليغات يك ويژگي خاصي دارد و بر همه لازم است كه تبليغات كنند. تبليغات داخلي براي اين كه مبادا خداي نخواسته مردم تحت تأثير تبليغاتمان در خارج بسيار ناقص است. \"
آيت الله خامنه اي نيز مي فرمايند: \"تبليغ دو طبيعت دارد؛ تبليغ در داخل و تبليغ در خارج، طبيعت تبليغ در داخل با طبيعت تبليغ در خارج متفاوت است ... ما كساني را كه بتوانيم براي تبليغ به خارج از كشور بفرستيم، متأسفانه كم داريم. \"

[size=2]2- تاثير [/size]
يكي از مهمترين بحث هايي كه نقش مهم و مستقيمي را در ساختن پيكره اصلي نوع تبليغات به عهده دارد، مسئله ملاك موفقيت در آن تبليغات است. اين مسئله بدان معناست كه چه هدفي بر آن نوع خاص از تبليغات حاكم است. به عنوان مثال اگر تبليغات موفق شود بر قلوب مخاطبان وارد شود و طرز فكر آنان را عوض كند، موفق است. اما اگر تبليغات بتواند كاري كند كه مخاطبانش اگر چه براي مدتي موقت كه منظور نظر مبلغ است به عمل يا طرز رفتار يا گرايشي خاص تن دردهند، باز هم موفق خواهد بود؟ آيا اصولاً تبليغات، صرف برقراري ارتباط با مخاطب در رساندن پيام به وي است يا اين كه تبليغات از ابتدا جهت تأثيرگذاري طراحي شده است و در غير اين صورت به هيچ وجه نام تبليغات شايسته آن نيست؛ چه رسد به اين كه آن را تبليغات موفق بناميم؟ اين گونه مسائل- همان طور كه پيدا است- در اصل طراحي تبليغات و اجراي آن تأثيري مستقيم دارد و بدون مشخص كردن موضع در قبال اين مسئله، هيچ شخص، گروه يا حكومتي اصولاً قادر بر شروع تبليغات نخواهد بود.
اين مسئله در اسلام نيز مطرح است. تاكنون بحث ها و تحقيقاتي در مورد اصل مسئله تأثير صورت گرفته و عمدتاً بر اين محور استوار است كه واژه \"تبليغ \" و \"دعوت \"، در اسلام نشانگر دو نوع مختلف از تبليغاتند كه مسئله تأثير در هر يك از جايگاهي متفاوت برخوردار است.
همان گونه كه از انديشه لغوي تبليغ پيدا است، صرف رساندن پيام به گوش مخاطبان را تبليغ گويند؛ خواه اين پيام به عمق جان آنان نفوذ كند يا نكند، نمونه اين امر در واقعه غدير خم به چشم مي خورد: \"اي پيغمبر ابلاغ كن آنچه را فرود آمد بر تو از پروردگارت و اگر نكني ندسانده باشي پيام او را و خدا نگه مي داردت از مردم. همانا خدا هدايت نكند گروه كافران را. \"
حضرت رسول اكرم(ص) در اين آيه، در آخرين حج خويش، مأمور مي گردند كه فرمان جانشيني اميرالمؤمنين(ع) را به گوش مسلمانان برسانند و حجت را بر ايشان تمام نمايند. همان گونه كه از ظاهر آيه استفاده مي گردد، تنها مسئله ابلاغ اين پيام در اين حركت مطرح بوده است و پيامبر(ص) مسئوليتي در قبال پذيرش امت خويش نداشته اند.
جملاتي نيز در كلام حضرت امام(ره) به چشم مي خورد كه مؤيد همين معناست. به عنوان مثال، ايشان در جايي نسبت به رسالت و تبليغ پيامبر اكرم(ص) چنين مي گويند: \"شما ببينيد كه اگر پيغمبر اسلام را ببرند در محضر خدا به او بفرمايد خداي تبارك و تعالي، وحي كند به او كه اين افرادي كه، حكومت هايي كه ادعاي اسلام مي كنند ببينيد چه مي كنند با مردم، ببينيد كه اين حكومت ها برخلاف مصالح كشورهاي خودشان عمل مي كنند، جواب ندارند جز اين كه تبليغ كرده ام ليكن آنها نشنيده اند. \"
و در جايي ديگر همين تعبير را در مورد خويش نيز به كار مي برند: \"بار الها! من تكليف فعلي خود را ادا كردم. اللهم قد بلغت. و اگر زنده ماندم تكليف بعدي خود را به خواست خداوند ادا خواهم كرد \".
و اما آنچه اغلب در مورد واژه دعوت بيان مي گردد، آن است كه دعوت چيزي فراتر از صرف رساندن پيام به گوش مخاطبان مي باشد. دعوت، گشودن آغوش و فراخواندن مخاطب به سوي آن است. در دعوت لازم است مخاطب با تمامي وجود به مبلغ اعتقاد داشته باشد و به جانب او گرايش پيدا نمايد. در اين نوع از تبليغات است كه عموماً شرايط و اوصاف ويژه اي جهت مبلغان در نظر گرفته مي شود و هم در اين نوع از تبليغات است كه اخلاق جايگاه ويژه اي مي يابد.
به طور كلي نحـوه كاركـرد و ثمردهي ايـن نـوع از تبـليغات، بسيار پيچيده تر از نوع قبل است. مي توانيم نمونه هاي استخدام اين كلمه را در قرآن مجيد در موارد مختلفي بيابيم. بارزترين اين موارد، آيه \"دعوت \" است: \"بخوان به سوي راه پروردگارت با حكمت و پند نيكو و در ستيز با ايشان بدانچه آن است نكوتر. همانا پروردگار تو داناتر است بدان كه گم شده است از راه او و او است داناتر به هدايت شدگان. \"
جملاتي برخلاف مورد قبل در كلام حضرت امام(ره) نيز به چشم مي خورد كه به تبليغات با اين ديده نگريسته و تأثير را در طبيعن آن لحاظ نموده اند؛ چنان كه فرموده اند: \"خود مردم و خود نويسندگان و گويندگان بايد مردن را بيدار كنند كه قلمي فايده دارد كه بيدارگر توده هاي مردم باشد.
حال، آخرين سخن ما با توجه به اين دو نوع تبليغات در اسلام، چه مي تواند باشد؟ آيا صحيح است بگوييم تنها تبليغ در اسلام وجود دارد و حتي پيامبر گرامي(ص) نيز به بيش از آن مأمور نبوده اند؟ شاهد اين مدعا آيات بسيـاري است كه در آن خداوند حتي پيـامبر(ص) را نكوهش مي كند كه لازم نيست براي ايمان نياوردن مشركان غصه بخوري و خود را به مشقت بيندازي ، و سپس خط مشي كلي رسالت را چنين بيان مي فرمايد كه: \"تو تنها مأمور رساندن پيام هستي و هيچ وظيفه ديگري نداري. \" اين آيه نظر به اهميتي زيربنايي كه در تبليغ داشته در موارد متعددي در قرآن كريم آمده است. همچنين مكي و مدني بودن اين سوره ها مي تواند نشانگر اين مطلب باشد كه در دوره هاي مختلف رسالت نبي اكرم(ص)، اين اصل كلي به عنوان دستورالعملي تبليغي ايشان قرار داده شده است.
اما در اينجا اين نكته باقي مي ماند كه ما در حركت هاي تبليغي پيامبر اكرم(ص)- از جمله ماجراي غديرخم كه در آن واژه تبليغ به كار رفته است- شاهد برنامه ريزي و اعمال بسيار حساب شده تبليغي از سوي ايشان هستيم. به عنوان مثال در واقعه غديرخم، انتخاب زمان، مكان و حتي شيوه پيام رساني دقيق مي رساند كه حضرت(ص) فقط ابلاغ پيام را در نظر نداشتند، بلكه به دنبال اين بودند كه اين پيام تأثير خويش را نيز در قلوب امت اسلامي برجاي گذارد.
حال با توجه به اين مطلب و با توجه به تعريفي كه از دعوت آورده شده، آيا صحيح است بگوييم رسالت نبي اكرم(ص) دعوت بوده است نه تبليغ؟ يا- نعوذ بالله- ادعا كنيم كه نبي اكرم(ص) در اكثر موارد بيش از آنچه خداوند از ايشان خواسته انجام دادند.
از آنجا كه بناي بحث مستقيم تاريخي يا تفسيري را در اين مختصر نداريم و نمي توانيم داشته باشيم، از بررسي دقيق تر اين آيات و حوادث در كتابهاي تفسير و تاريخ صرف نظر مي نماييم و به رسالت اصلي اين تحقيق باز مي گرديم.
همان گونه كه گذشت، در نگاه نخست به كلام امام با هر دو نوع معنا از تبليغ مواجه مي گرديم، اما به نظر مي رسد كه براي حل اين مشكل بايد به نحوي اين دو معنا را با يكديگر جمع كنيم و در تفسير هر كدام از جملات از آن استفاده نماييم. خوشبختانه، جمله اي در ميان جمله هاي امام امت است كه مي تواند راهنماي خوبي در اين راستا براي ما باشد. در اين جمله، هر دو معناي تبليغ با يكديگر در يكجا آورده شده و به طرز بسيار ظريفي با هم نزديك شده است: \"شما مسئوليد پيش خدا، هز كدامتان مسئوليد كه در هر كجا كه هستيد، با آن كساني كه ملاقات مي كنيد حرف هايتان را بزنيد. حالا او از شما مي پذيرد كاري نداشته باشيد، شما اين تبليغ خودتان را بكنيد و تبليغات تأثير دارد.
اين جمله به طور ضمني مي رساند كه هميشه هر دو نوع معنا در كنار هم، در هر تبليغاتي خاص موجود است. اما آنچه براي ما راهگشاست، جمله اي است از آيت الله خامنه اي كه فرمودند: \"ما بايد حرف را به دل ها برسانيم. \"ما علي الرسول الابلاغ \" رساندن مطرح است و بايد برسانيم. اين كه در هوا پرتاب كنيم، اگر كسي گرفت، گرفت، نگرفت، نگرفت، قبول نيست.
با اين تعبير، مي توان چنين نتيجه گرفت كه اگر چه در تبليغ رساندن پيام مطرح است ولي هدف اصلي، رساندن اين پيام به دل است نه به گوش و اين خود، سرآغاز تأثير در وجود آنها است و نشان مي دهد كه به هر حال تبليغات اسلامي درپي اثرگذاري است.
از جمله مواردي كه مي تواند مؤيد اين مطلب باشد، مسئله اهميت تأثير در فريضه امر به معروف و نهي از منكر است كه از ديدگاه امام خميني(ره) يكي از جلوه هاي تبليغ است. همه فقها از جمله ايشان و ايت الله خامنه اي درباره شرايط وجوب اين فرضيه معتقدند در صورتي اين دو مسئله بر انسـان واجب مي شود كه وي احتـمال تأثير امر يا نهي را بدهد. امام خميني(ره) در ايـن مورد مي فرمايند: \"شرط دوم: بايد احتمال تأثير امر يا نهي را بدهد. پس اگر علم يا اطمينان به عدم تأثير داشت، امر به معروف و نهي از منكر واجب نمي گردد. \"
با اندكي دقت در تعريف تبليغات اسلامي از ديدگاه امام(ره) مي توانيم اين معنا را به راحتي استخراج كنيم. ايشان در اين تعريف، تبليغات را تنها شناساندن خوبي ها نمي دانند، بلكه \"تشويق به انجام دادن آن را \" نيز در تعريف داخل نموده اند. همان طور كه از اين واژه پيداست، ايجاد شوق و اشتياق يكي از اصول تبليغات است كه مي تواند همان مدعاي ما باشد. همچنين، بنا بر يكي از تفاسير دومين قسمت اين تعريف، \"منع از بدي ها \" كه پس از ترسيم و نشان دادن راه گريز از آن آمده است نيز همين معنا را مي رساند.
پس از بررسي مسئله جايگاه تأثير در تبليغات اسلامي، دومين نكته اي كه در اين خصوص مطرح مي شود، اين است كه آيا تبليغات اسلامي در صورتي موفق خواهد بود كه بتواند در قلوب مخاطبان نفوذ كند و افكار آنها را تغيير دهد؟ يا برعكس، اگر تبليغات اسلامي تنها از طريق القا يا هر طريق ديگري موفق شود اعمال مخاطبان خويش را طبق دلخواه خود تغيير دهد و رفتارشان را كنترل نمايد، بازهم تبليغات موفقي بوده است؟ به طور خلاصه و واضح، آيا ملاك در تبليغات اسلامي تغيير عمل است يا اعتقاد يا هر دو؟
البته، گاهي ميان همان دو جلوه تبليغات، يعني تبليغ و دعوت نيز با توجه به تفسير پيشين از معناي آن، اختلاف گذاشته شده است ولي از آنجا كه آن مبنا ديگر نمي تواند ملاك بررسي در اين نوشته باشد، از دقت در آن و بحث و بررسي درباره آن خودداري مي كنيم و پاسخ اين پرسش را به طور مستقيم در كلام امام(ره) و آيت الله خامنه اي جستجو خواهيم نمود.
به عنوان مثال، ايشان در جايي مي فرمايند: \"همه چيز ما از قلب انساني شروع مي شود. از اين قلبي كه حيواني است قلب انساني، همه مسايل از قلب انساني شروع مي شود و اگر چنانچه كه قلب يك سرچشمه نور و هدايتي در آن باشد، زبان هم به نورانيت قلب منور مي شود. چشم هم به نورانيت قلب منور مي شود. همه اعضاي انسان كه تابع قلب است وقتي قلب الهي شد، همه چيز انسان الهي مي شود. \"
پس مي بينيم كه حتي اگر هدف ما با توجه به اين تفسير تغيير رفتار شخص يا گروه مخاطب باشد، باز ناچاريم از كانال قلب عبور نماييم، اگر موفق شويم قلب مخاطب را عوض نماييم، موفق به تغيير رفتار وي نيز خواهيم شد.
امام خميني(ره) اين مسئله را خاص اسلام مي دانند و گويي به طور ضمني مي خواهند اشاره نمايند كه در تبليغات غير اسلامي از آنجا كه ميزان تغيير فكر و قلب نيست يا اگر باشد تغييري كوتاه مدت مد نظر است، موفقيتي وجود ندارد: \"آن چيزي كه با ارشاد حاصل بشود، قلب مردم را برمي گرداند. و اين كار، اين هنر، از اسلام مي آيد. \"
آيت الله خامنه اي نيز همسو با امام(ره) در اين باره مي فرمايند: \"ما ... بايد به منقلب كردن دل ها و روشن كردن ذهن ها و تصحيح مسيرها و جهت گيري ها و خالص كردن اعمال و تحول دروني مردم به يك مؤمن واقعي با اخلاق حقيقي اسلامي همت گماريم. \"
ديگر مساله اي كه توضيح آن در اينجا شايسته به نظر مي رسد، سازوكار اين تأثير و نفوذ در دل انسان ها از سوي تبليغات اسلامي، از ديدگاه اين دو انديشمند مسلمان است. در اين باره بايد گفت كه در موفقيت تبليغ، وجود دو رابطه بسيار كارساز است؛ يكي رابطه عمودي (رابطه مبلغ با خداوند)، و ديگري رابطه افقي (رابطه مبلغ با مردم و امت اسلامي). در دومين سخنراني اي كه از امام خميني(ره) براي ما به جا مانده است، دو جمله وجود دارد كه مي تواند اين دو رابطه را به خوبي توضيح دهد. جمله اول كه رابطه عمودي را بيان مي نمايد، چنين است: \"به خدا متوجه شو تا دل هاي مردم به تو متوجه شود ... راه به دست آوردن قلوب ملت اين است ... تمام قلوب دست خدا است. مقلب القلوب خدا است. \"
آيت الله خامنه اي نيز در اين مورد مي فرمايند: \"تنها كلامي كه از قلب خارج مي شود، به قلب خواهد نشست، كلامي كه براي خاطر خدا نباشد، به دل نيز نمي نشيند. \" اين معنا كه در اخلاق اسلامي نيز مشابه آن يافت مي شود، احتياج به توضيح كوتاهي دارد. در انديشه اسلامي يكي از نام هايي كه بر خداوند اطلاق مي شود، \"مقلب القلوب \" است؛ يعني كسي كه اختيار قلب ها در دست او است. براستي، اگر در ارتباطات سخن از انتقال پيام و تجلي معناست، چرا ما به سرچشمه معاني و به وجود آورنده آن باز نمي گرديم تا او آنچه را خواسته و در دل ما نهاده به دل ديگران نيز منتقل نمايد؟ معناي مقلب القلوب چيز ديگري جز اين نمي تواند باشد.
دومين جمله مورد بحث ما، رابطه افقي را چنين توضيح مي دهد: \"اين اجتماع كه براي ديگران خرج دارد، براي ما با يك كلمه تهيه مي شود. مردم فهميده اند ما دوست آنها هستيم. مردم به دوستشان علاقه دارند \".
سر اين رابطه در يك جمله نهفته است: جلب اعتماد توده ها از طريق اثبات از مردم و با مردم بودن. مشابه اين كلام نيز در سخنان آيت الله خامنه اي يافت مي شود: \"تلاش تبليغي بايد به وسيله كساني كه مورد اعتماد مردم هستند، انجام گيرد \".

[size=2]3- مبلغ [/size]
با توجه به ارزش والايي كه انسان در جهان بيني توحيدي دارد، طبيعي است در هر پديده اي كه اسلام به آن اهميت داده است، انسان و عامل انساني از جايگاه ويژه اي برخوردار باشد.
تبليغات در اسلام نيز به صورت بسيار پيچيده اي، با اين عامل پيوند خورده است. در اين ميان، عامل مبلغ در تبليغات اسلامي- با توجه به نقش محوري آن- از اهميت ويژه اي برخوردار مي شود. اين نقش محوري از آنجا ناشي مي گردد كه يكي از عوامل اساسي شكل دهنده تبليغات اسلامي، عامل مسئوليت است. در اين زمينه، امام خميني(ره) خطاب به جمعي از روحانيان مي فرمايند: \"همان قدري كه شما شغلتان شريف است به اندازه شرافت شغل، مسئوليتتان زياد است؛ همان طوري كه انبياء شغلشان بزرگ بود، مسئوليتشان بزرگ بود.
مبلغ در اسلام نمي تواند همچون در برخي تبليغات غيراسلامي، مأمور باشد و معذور. وي مكلف است براي دين خدا دست به تبليغ بزند و براي انجام دادن اين وظيفه گاه تا پاي جان نيز فداكاري كند. اين مسئله سبب مي شود كه ديگر عوامل مؤثر در تبليغات اسلامي از جمله ابزار و شيوه هاي آن، بستگي زيادي با اين عامل داشته باشد.
لذا، شايسته است پس از بررسي عامل \"تأثير \" به عنوان يك مسئله اساسي در فلسفه تبليغات اسلامي، براي معرفي گوشه اي از اين تبليغات كه بتواند نشانگر خوبي از ويژگي هاي آن باشد، مسئله مبلغ انتخاب و بررسي شود.
اولين مسئله اي كه در اين خصوص- به ويژه با توجه به توضيحات ياد شده- شايان ذكر مي نمايد، دايره شمول و فراخناي اين مسئوليت در ميان مسلمانان است. به عبارت ديگر، بررسي اين مسئله مهم است كه آيا اسلام همانند مسيحيت داراي تشكيلات و سلسله مراتبي از مبلغان ديني است يا خير؟ در اين صورت، وظيفه تبليغ در اين دين به عهده چه كسي گذاشته شده است؟

[size=2]نتيجه گيري[/size]
با بررسي گفته ها و نوشته هاي اين دو انديشمند اسلامي، به اين نتيجه مي رسيم كه تبليغ در اسلام به دو شكل واجب شده است.
در نخستين حالت، تبليغ دين بر همه مسلمانان- در اصطلاح فقهي- واجب عيني است؛ يعني مسلمانان وظيفه دارند آنچه را از دين مي دانند- اگر چه كم باشد- تبليغ كنند.
شكل دوم، ويژه علما و روحانيان است كه سهمي بيشتر از ديگران از معارف اسلامي آموخته اند. لذا، بر آنان واجب كفايي است كه دست به تبليغ دين به صورت جدي بزنند؛ يعني تا زماني كه بشريت از حقايق اسلام ناب محمدي(ص) سيراب نشده، لازم است به اندازه نياز، افرادي متخصص در معارف اسلامي و آشنا به حقايق ديني به امر تبليغ دين قيام كنند. اين نكات بخوبي از ميان انديشه هاي اين دو رهبر انقلاب اسلامي نمايان است. امام خميني(ره) در اين مورد مي فرمايند: \"بايد بگوييد، همه ما مكلفيم كه اين مسائل را تبليغ كنيم. اهل علم و اهل منبر بيشتر، روشنفكر و اهل قلم بيشتر، ديگران هم بايد بگويند به همه \".
با تركيب دو گفتار از آيت الله خامنه اي نيز همين حقيقت نمايان مي شود: \"تبليغات بايد براي مردم باشد. بايد از مردم كمك گرفت و هرچه بيشتر به آنان متكي بود \". \"كار، كار مردمي است. البته علماي دين بايد مردم را هدايت و راهنمايي كنند.
پس از بررسي شمول مفهوم مبلغ، نوبت اساسي ترين قسمت اين بحث مي رسد؛ يعني معرفي و بررسي آنچه مبلغ اسلام براي تبليغ خود بدان نيازمند است.
نخستين سلاحي كه مبلغ بايد همواره به آن مسلح باشد، يك سري ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري است تا بتواند ظرف مناسبي براي مسئوليت ياد شده در آغاز اين مبحث باشد. امام خميني(ره) از اين ميان، به ويژگي هايي از قبيل: توجه به خداوند، تهذيب نفس، ساده زيستي و پرهيز از تجملات، استحكام رأي، استقامت و پايداري، شجاعت، مردم دوستي و محبت، حق جويي و واقع نگري، اعتماد به نفس و خودباوري و پرهيز از قدرت طلبي اشاره مي كنند.
آيت الله خامنه اي نيز با همين نگرش، صفاتي را براي مبلغان اسلام ضروري مي دانند، كه در يك نگرش عميق تر، تطبيق كاملي با ويژگي هاي ياد شده دارد. اين صفات عبارت است از: توجه به خدا، قصد قربت، اخلاص، پندپذيري نفس، پرهيز از دنياطلبي و منافع شخصي، تواضع، قناعت، شجاعت و دوري از تظاهر.
براي جلوگيري از اطاله كلام، فقط به يك نمونه از اين ويژگي ها در كلام هر يك از اين دو انديشمند اسلامي اشاره مي كنيم. امام خميني(ره) در پيامي، برخي از اين ويژگي ها را به صورت فشرده ذكر كرده اند: \"اين ظلم فاحشي است كه بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمايه داران در يك كاسه است. خصوصيات بزرگي چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگي به قدرت ها و مهمتر از همه احساس مسئوليت در برابر توده ها، روحانيت را زنده و پايدار و محبوب ساخته است. \"
آيت الله خامنه اي نيز در اين زمينه مي فرمايند: \"جوانان طلبه و فاضلي كه در حال فراگيري معارف ديني هستند، بايد از لحاظ اخلاقي و روحي به صورت استوار و پولادين تربيت شوند تا بتوانند تبليغ صحيح را به انجام برسانند. \"
در كنار اين ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري، ويژگي هايي ديگر نيز براي مبلغ مطرح است كه با مسامحه اي مي توانيم آن را ويژگي هاي علمي بناميم. يكي از اين ويژگي ها، آشنايي با مخاطبان است. امام خميني(ره) در اين باره، به مسئله زبان اشاره مي كنند: \"آن چيزي كه وارد شده است در قرآن، بايد تبليغ كرد و به همه جا و تبليغ، لازمه اش اين است كه زبان بدانند. شما نمي توانيد برويد انگلستان براي انگليسي ها با زبان فارسي تبليغ كنيد يا در آمريكا، در شوروي، شما بايد با زبان اصلي آنها تبليغ كنيد و اين از امور لازمه است كه پيشتر نمي شد اسمش را برد و حالا مي بينيم جزء لازم ها و واجبات است كه بايد عمل بشود. \"
آيت الله خامنه اي در اين زمينه بيشتر وارد جزئيات شده اند و امور ديگري را نيز براي مبلغ ضروري مي دانند كه آشنايي با زبان يكي از آنهاست: \"بايد براي اين كار اشخاصي مهيا و آماده باشند. كساني كه اصولاً درس و دوره اين كار را ديده باشند. روان شناسي كشورهاي خارجي را بدانند، ملت ها و زبان آنها را بشناسند و بتوانند با آنها حرف بزنند و تفاهم كنند. \" ، و \"براي تبليغ دين، آگاه شدن از حقايق دين و آگاه شدن از اوضاع عالم از وظايف ما است. \"
هنگامي كه مبلغ با ويژگي ها و سطوح مخاطبان خود آشنا شد، مي تواند متناسب با نياز هر كدام برنامه ريزي لازم را بنمايد. امام خميني(ره) در اين باره مي فرمايند: \"روحانيون ... متناسب با حضور قشرهاي مختلف اعم از بي سواد، براي آنان برنامه ريزي كنند. \"
آيت الله خامنه اي نيز مي فرمايند: \"جامعه ما از اقشاري شكل يافته اند كه هر كدام به يك نوع زبان و بيان نيازمند هستند و به همين لحاظ است كه بايد براي تبليغات در همه سطوح، مواد و مايه هاي لازم را با محتواي مناسب داشته باشيد. \"
ويژگي ديگري كه در هر دو متفكر مسلمان براي مبلغ تأكيد شده است، پرهيز از عوامزدگي و مبارزه با خرافات در عين حفظ اصول و سنت ها است. امام خميني(ره) در مورد مراسم عزاداري امام حسين(ع) مي فرمايند: \"بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنت ها را حفظ كنيد. البته، چنان چه يك چيزهاي ناروايي بوده است سابق و دست اشخاص بي اطلاع از مسائل بوده، آنها بايد يك قدري تصفيه بشود، لكن عزاداري به همان قدرت خودش باقي بماند. \"
آيت الله خامنه اي نيز در اين مورد مي فرمايند: \"روحانيون و علما به عنوان مرزداران عقيده در هر نقطه اي از كشور بايد مراقب خطر بزرگ وارد شدن خرافات به دين باشند و هر موضوع انحرافي را با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظه اي بيان كنند. \"
نكته اي كه اشاره به آن در پايان اين مبحث ضروري مي نمايد، اين است كه براي مسلح نمودن مبلغ به اين ويژگي هاي ياد شده، لازم است مركزي مسئوليت آموزش و سازماندهي آنان را به عهده گيرد. حوزه هاي علميه و شوراي عالي تبليغات از جمله اين مراكز است. امام خميني(ره) در اشاره به اين مسئله مي فرمايند: \"لازم است شوراي عالي تبليغات در جذب و آموزش نيروهاي صالح و افراد شايسته براي اعزام به خارج از كشور و براي مقصد نشر فرهنگ اسلامي به وزارت ارشاد كمك و همكاري نمايند و با هماهنگي كامل اين وظيفه الهي را عمل نمايند. \"
همچنين، ايشان بيان داشتند: \"در قديم كسي به اين فكر نبود كه چه چيزهايي بايد باشد و چه چيزهايي نباشد. حركت در حوزه ها نبود. حوزه كسي را به عنوان مبلغ اعزام نمي كرد. البته افراد خودشان براي تبليغ مي رفتند ولي حوزه كسي را نمي فرستاد. اعزام به خارج كه در ذهن ها نبود و هيچ كس هم فكر نمي كرد كه امكان دارد كسي را به خارج فرستاد ولي- بحمدالله- امروز در حوزه ها اين مسائل حل شده است. \" (امام خميني(ره)، 1361، ج18، ص79)
آيت الله خامنه اي ضمن تأكيد بر اهميت تربيت مبلغ در حوزه هاي علميه، اين كار را تنهت ويژه اين حوزه ها مي دانند و معتقدند در جاي ديگري جز حوزه هاي علميه، اين كار امكان ندارد: \"درست است كه ما بر روي فقاهت تكيه مي كنيم و آن را اصل مي دانيم، اما اين جور نيست كه رشته تبليغ را در حوزه هاي علميـه قم كم اهميت بدانيم. يك مبلغ كاري مي كند كه صد فقيه نمي توانند بكنند. \" به ويژه معظم له فرمودند: \"آيا درست است كه ما منتظر بمانيم تا يك دانشكده اي مفاهيم اسلامي در آنجا در سطح نازلي نسبت به حوزه هاي علميه تدريس مي شود، براي ما مبلغ تربيت كند؟ جاي تربيت مبلغ، قم و حوزه هاي علميه است، كجا غير از حوزه قم و در درجه بعد ديگر حوزه هاي علميه، مي توانند اين كار را انجام بدهند. \"
منابع
1. قرآن مجيد
2. امام خميني(ره)، روح الله، صحيفه نور، تمام مجلدات، تهران، وزارت ارشاد، 1361
3. امام خميني(ره)، روح الله، تحريرالوسيله، تهران، 1363
4. آيت الله خامنه اي، علي، فرهنگ و تهاجم فرهنگي، تهران، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، تهران، 1373
5. رزاقي، احمد، اهميت تبليغات با الهام از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي، سازمان تبليغات اسلامي، تهران، 1370
6. فاكر، محمدرضا، تفسير آيات التبليغ،
<[bB][rR]>duran duran-come undone mpg
 
   
   
 
 
 
 
  • یادداشت اول
  • تبليغ دينی در فضای مجازی؛ آسيب‌ها و ظرفي ...
  • تبليغات تلويزيوني چه اهدافي را دنبال مي ك ...
  • شرايط تبليغ و فرهنگ سازي در جامعه اسلامي . ...
  • اظهارات پناهيان در مورد انتقاداتش از صدا ...
  •  
     
    نظرات (1)   چاپ مطلب
     
     
    شماره نظر: 1 | نويسنده: borat2012 | [ايميل]trompe l oeil | تاريخ ارسال: 13/11/1388 - 13:07
     
     
     
    تعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 1   پاسخ  
     
     
    ارسال نظر
       
     

     





    Powered by WebGozar
    free sexy ipod videos